ویکتور ماری هوگو (۲۶ فوریه، ۱۸۰۲ - ۲۲ مه، ۱۸۸۵) بزرگترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه و نیز داستاننویس، درامنویس و بنیانگذار مکتب رومانتیسم است؛ آثار او به بسیاری از اندیشههای سیاسی و هنری رایج در زمانش اشاره دارد[۱].
در قرن نوزدهم که انقلاب فرانسه و عصر روشنگری ثمر میداد، پایتخت فرهنگی و به یک معنا «آتن جهان» پاریس بود. استاندال، هوگو و بالزاک، هر یک بهتنهایی میتوانند تاریخ ادبیات یک کشور را دگرگون کنند. انبوهی از نویسندگان تأثیرگذار که روح آزاداندیش فرانسوی به ادبیات جهان تقدیم کرده، بیتردید ویکتور هوگو تا امروز همچنان محبوبترین نویسنده در فرانسه است[٢].
او در سال ۱۸۴۵ از طرف شاه به مجلس اعیان دعوت شد و یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئی فیلیپه، پذیرفت. انتخاب وی اعتراضات چندی را برانگیخت که منجر به گوشهگیری او شد و در سال ۱۸۴۸، پس از وقوع انقلاب نماینده مردم شد و علیه اعدام و بیعدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد. هوگو، در نطق تاریخی ۱۸ ژوئیه ۱۸۵۱ در بررسی قانون اساسی گفت: «چون زمانی ناپلئون کبیر داشتهایم، باید ناپلئون حقیر نیز داشتهباشیم؟»[٣]
سخنرانی فراموش نشدنی ویکتور هوگو در مجلس فرانسه که بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین سخنرانیهای دو قرن اخیر همواره در یادها خواهد ماند. متن سخنرانی مذکور که ترجمه استاد شجاعالدین شفا میباشد در پی خواهد آمد:
برای پیریزی جامعهای بکوشیم که در آن حکومت بیشتر از یک قاتل عادی حق قاتل شدن نداشته باشد، و وقتیکه بهصورت حیوانی درنده حمل کند، با خودش نیز چون با حیوانی درنده عمل شود
برای پیریزی جامعهای بکوشیم که در آن جای کشیش در کلیسای خودش باشد و جای دولت در مراکز کار خودش، نه حکومت در موعظه مذهبی کشیشان دخالت کند و نه مذهب به بودجه و سیاست دولت کاری داشته باشد.
برای پیریزی جامعهای بکوشیم که در آن، همچنانکه قرن گذشته ما قرن اعلام تساوی حقوق مردان بود، قرن حاضر ما قرن اعلام برابری کامل حقوقی زنان با مردان باشد.
برای پیریزی جامعهای بکوشیم که در آن آموزش عمومی و رایگان، از دبستان گرفته تا کلژدوفرانس، همه جا راه را به یکسان بر استعدادها و آمادگیها بگشاید. هرجا که فکری باشد کتابی نیز باشد. نه یک روستایی بیدبستان باشد، نه یک شهر بیدبیرستان، نه یک شهرستان بیدبیرستان، و همه اینها زیر نظرو مسئولیت حکومتی لائیک، حکومتی کاملا لائیک، حکومتی منحصرا لائیک.
برای پیریزی جامعهای بکوشیم که در آن بلای ویرانگری بهنام گرسنگی جایی نداشته باشد. شما قانونگزاران، از من بشنوید که فقر آفت یک طبقه نیست، بلای همه جامعه است. رنج فقر تنها رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است. احتضار طولانی فقیر است که مرگ حاد توانگر را بهدنبال میآورد. فقر بدترین دشمن نظم و قانون است. فقر نیز، همانند جهل، شبی تاریک است که الزاما میباید سپیدهای بامدادی در پی داشته باشد[۴].
[پینوشتها]
[۱]- ویکتور هوگو، از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
[٢]- حسین نوشآذر، ویکتور هوگو، محبوبترین نویسندهی فرانسه، وبسایت رادیو زمانه
[٣]- ویکتور هوگو، از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
[۴]- ویکتور هوگو، سخنرانی در مجمع قانونگزاری فرانسه، پانزده ژانویه ١٨٥٠؛ برگردان فارسی از: دکتر شجاعالدین شفا
[سرچشمهها]
□ مجلۀ ایرانیان، شمارۀ ٣٣، خرداد ۱٣۹۱، ص ٦؛ برگرفته از: کتاب پس از ١٤٠٠ سال نوشته دکتر شجاعالدین شفا
□ ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
□ وبسایت رادیو زمانه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر